دوهفته نامه سرو کاشمر

آقای مدیر کل برای اصلاح هر نوع نارسایی باید فکر اصلاح شود

وفا و عهد نکو باشد اربیاموزی

وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند

به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد

جهان بگیرد اگر دادگستری داند

«حافظ»

 

به دست گرفتن سکان هدایت اداره ای حساس و کاربردی مثل آموزش و پرورش کار ساده ای نیست. مسلما کسانی که در جایگاه مدیریت و معاونت این سازمان قرار می گیرند باید پختگی لازم، تجربه، سعه صدر بالا و شخصیتی قابل قبول داشته باشند. در طول زمان وقتی به عزل و نصب ها و تغییر مدیریت ها در آموزش و پرورش توجه می کنیم به وضوح شاهد مواردی هستیم که به جای رعایت اصول در یک انتخاب عادلانه ، به علت جوگیرشدن و کسب اطلاعات غلط به بسیاری از مدیران در این سازمان به ناحق جفا شده است. این جفا مربوط به یک  جناح خاص نیست ، بسیاری از مدیرانی که افراد معقولی بودند ، توانمند بودند ، بی ادعا خدمت می کردند، شرایط خدمتگزاری خالصانه و دلسوزانه را فارغ از باند بازی های گروهی و مسائل سیاسی و جناحی داشتند قربانی حب و بغض های کینه توزانه ی عده ای اندک گردیده اند.

به جرات می توان ادعا کرد سیستم ادارات آموزش و پرورش به شکلی است که اکثریت مدیران و معاونین هیچ نوع وابستگی خاص به هیچ جناحی ندارند و قریب به اتفاق همه نیروهایی ولایت مدار هستند و  بر اساس شایستگی و لیاقت و توانمندی به خدمت مشغولند.

اخیرا در یکی از ادارات آموزش و پرورش شاهد ارسال دستورالعملی  به مدارس هستیم که در بند دوم آن با  خلق قانونی من درآوردی و خلاف مقررات باعث آشفتگی روحی عده ای از مدیران و معاونین زیر مجموعه خود شده است .با تاسی و استناد به شیوه نامه اداره کل آموزش و پرورش خراسان رضوی مبنی بر سازماندهی داخلی دبیران ،کلیه مدیران و معاونین ملزم به تکمیل فرم امتیاز بندی و شرکت در سازماندهی سال تحصیلی 94-93 شده اند. حال این که در  شیوه نامه  اداره کل چنین موردی برای مدیران و معاونین وجود ندارد و جابجایی مدیران و معاونین در سیستم آموزش و پرورش تاکنون به این شکل سابقه نداشته است.

جابجایی کلی و سازماندهی داخلی هر سه سال یک بار مخصوص دبیران است و معمولا ابلاغ مدیران و معاونین چهارساله صادر می شود و در صورت عدم بروز تخلف از جانب مدیران هیچ فردمسئولی  حق ندارد بدون عذر و دلیل مشخصی ،خلاف قوانین و مقررات عزل و نصب مدیران ، ثبات مدیریت را در نظام جمهوری اسلامی خدشه دار کند و شرایط آشفتگی روحی مدیران را فراهم سازد. درحال حاضر چنین فراخوانی جای تعجب دارد و این که همه دوایر آن اداره رونوشت نامه  را دریافت کردند و هیج عکس العملی نشان ندادند سوال برانگیز است.

آقای مدیرکل! مراقبت از چنین اقداماتی فقط از عهده شما ساخته است. راستی آیا خودتان در جریان نحوه برکناری مدیر آموزش و پرورش منطقه کوهسرخ در 12 مرداد قرار گرفته اید. ما نباید به خاطر اشتباه دیگران از خودمان انتقام بگیریم.

آقای مدیرکل یادآوری چند نکته در رابطه با عزل و نصب مدیران در گذشته خالی از لطف نیست. پاسخ روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش خراسان را در روزنامه قدس 5 مرداد 1377 شماره 3051 صفحه 3 به خاطر می آورید. در پاسخ به مطلبی تحت عنوان « میزها و میزان ها» آورده بود که « تغییر و تحول در کادر اجرایی تشکیلات هر اداره و سازمان حق قطعی و حتمی مقام مسئول آن اداره است بنابراین عزل و نصب افراد جای شکوه و گلایه ندارد.» هفت سال بعد خودشان به استناد همین دلیل قربانی شدند و هیچ کس دم برنیاورد.

فرهنگیان در طول این دو سه دهه اخیر شاهد تغییر و تحول گسترده ی مدیران به انحای مختلف از جانب جریانات حاکم بوده اند . حتی شاهد روش هایی ناپسند در برخورد و بی حرمتی با مدیران کل هنگامی که به ناگاه ، بدون اطلاع قبلی در وقت نماز ظهر نماینده آقای وزیر به اتفاق مدیر کل جدید وارد اداره کل شده است و پس از انجام مراسم تودیع و معارفه در مکان نمازخانه، مدیر کل قبلی با تاکسی تلفنی به خانه مراجعه کرده است. مطمئنا شما آن مدیرکل را می شناسید و اما به اعتقاد شما فرهنگیان تا کی باید شاهد وقوع چنین رفتارهایی در آموزش و پرورش باشند.  برای شما که از نخبگان جامعه محسوب می شوید یادآوری نکته ای از رشحات قلم دکتر محمود سریع القلم در کتاب « اقتدار گرایی ایران در عهد قاجار» درس پس دادن است. دکتر سریع القلم در همان چند سطر اول پیشگفتار کتابش آورده است : « تاریخ ملت ها به وضوح نشان می دهد که برای اصلاح هر نوع نارسایی باید فکر اصلاح شود، تا زمانی که بخش اعظم یک جامعه و اکثریت قابل توجه نخبگان ابزاری و نخبگان فکری به نوعی اجماع ، پیرامون یک فکر دست نیابند فکر غلط گذشته با جلوه های گوناگون تداوم پیدا خواهد کرد.»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت 6:20  توسط   | 

افراد را همانطور که هستند ببینیم

ممکن است این سوال به ذهن شما هم رسیده باشد ، آیا افرادی که سمت ریاست جمهوری را در کشور ما به عهده گرفته اند ابتدا نظریه پرداز بوده اند و با توجه به نظریات شان توانسته اند این موقعیت را کسب کنند و یا به عنوان نماینده یک گروه سیاسی در ساختار نظام جمهوری اسلامی فعالیت کرده اند و در یک رقابت انتخاباتی توانسته اند رای اکثریت قاطع مردم را کسب نمایند؟سوال دیگر که ممکن است به ذهن برسد این است اگر این افراد نظریه پرداز نبوده اند و در چارچوب و ساختار مشخص نظام جمهوری اسلامی فعالیت کرده اند چگونه توانسته اند یک نوع تفکر ویژه را در جامعه ای با ساختار معین تدوین کنند که هم اکنون این عنوان به آنها تعلق گیرد؟ برای این که منظور واضح شود بهتر است به دوران تصدی ریاست جمهوری دکتر محمد خاتمی و دکتر محمود احمدی نژاد که امروز در بعضی مطبوعات به عنوان دو تفکر خاتمیسم و احمدی نژادیسم از آنها نام برده می شود اشاره گردد. علی شکوری راد فعال اصلاح طلب در گفتگو با شرق می گوید:«آقای خاتمی به طور مشخص با نام اصلاحات به صحنه وارد نشدند. شروع کار آقای خاتمی با یک سری حرف های جدید بود. این حرف های جدید تقریبا یک سال و نیم بعد از حضور ایشان در قدرت به عنوان اصلاحات نمود پیدا کرد . یک سری حرف ها و شعارها بود که تحقق آنها نیازمند یک سری اصلاحات بود که به مرور عنوان اصلاحات به آن داده شد. این عنوان اول در ادبیات بین الملل به کار برده شد و بعد وارد ادبیات سیاسی داخل کشور شد.» دو موضوع برجسته در نقل قول فوق این است که اصلاحات برخواسته از یک سری شعارهاست و دوم این که این موضوع ابتدا در سطح بین الملل و یک سال و نیم بعد از حضور مطرح شده است. امیر محبیان فعال اصولگرا هم در مورد انتخابات سال 84 می گوید:«اگر به آن زمان برگردیم ، می بینیم که در اردوگاه اصولگرایان کاندیداهایی بودند که نمی خواستند رقیب آقای هاشمی باشند. علی اکبر ولایتی، علی لاریجانی، محمد قالیباف و محسن رضایی چهار کاندیدایی بودند که تا نیمه خرداد ، حضورشان را منوط به عدم حضور هاشمی رفسنجانی در انتخابات کردند. فقط احمدی نژاد از این قاعده خود را مستثنی کرد.» وی ادامه می دهد:« در اولین نظرسنجی ها گرایش به احمدی نژاد 4 درصد بود. وی در پاسخ به افرادی که گرایش چهار درصدی مردم به وی را اعلام کردند گفت:شما الان می گویید من چهار درصد دارم اما تا هفته های پایانی ، من بیشترین در صد آرا را در نظرسنجی خواهم داشت. واقعیت این است که در عمل هم این اتفاق افتاد و ناگهان در نظر سنجی ها بالا رفتن را شروع کرد. علت این بود که ایشان با مهارت بسیار زیادی رفت به سمت ایجاد فضای دوقطبی ، او رقیبش را خودش انتخاب کرد و آن آقای هاشمی بود.» دو مطلب برجسته در بیان این فعال اصولگرا نیز ناشناخته بودن احمدی نژاد و وجود فضای دوقطبی در انتخابات آن سال است. مواردی که ذکر شد جزو موارد تحلیلی بود که البته مصادیق دیگری هم با همین مضمون وجود دارد و علاوه بر آن در حافظه بسیاری از ما فعالیت های انتخاباتی، شعارها و عملکرد در هر دو دوره 8 ساله ثبت است. اما موارد تمجیدی هم وجود دارد این که ما چگونه از این نوع تحلیل به این نوع از تمجید می رسیم سوال برانگیز است. نمونه اول تمجید دوستداران احمدی نژاد از وی است. در بخشی از متنی که در دیدار با وی قرائت شد آمده است:« تو به من راه ایمان را نشان دادی . من سال ها معتقد بودم ولی ایمانم ناقص بود. تو به من آموختی ، اساس برپایی حکومت بر انسان ها ، برقراری قسط و عدل است، تو به من اثبات کردی می توان در سیل ویرانگر امواج دشمنی ها و کینه ها ، همچون تخته سنگی سترگ، استوار و پا برجا باقی ماند و ...» به عنوان نمونه دوم بیان محمد رضا تاجیک در مورد خاتمی ذکر می گردد:« خاتمي ترجمان و تجلي يك گفتمان، يك قدرت، يك سياست متفاوت است. او يك فرد نيست، يك ايده است، يك انديشه است، يك منش است، يك روش است. ممكن است عرصه‌ سياست و قدرت امروز و فرداي ما خاتمي را برنتابد، اما نمي‌تواند خاتميسم را از متن به حاشيه بكشاند. خاتميسم جزئي لايتجزا از تاريخ اكنون و آينده‌ ما باقي خواهد ماند و...» جالب اینجاست که در همین گفتگو محمدرضا تاجیک اصلاح طلبی را در حال پوست اندازی معرفی می کند و متذکر می شود اصلاح طلبان یک واحد منسجم نیستند و از این رو نمی توان از سیاستی یگانه و مواضعی متحد برای آنا سخن گفت . وی همچنین اعتدال را در مرحله پیشاتولد و جنینی و معلول شرایط انتخابات می داند. حال باز این سوال بی پاسخ می ماند چگونه از یک جریان نامنسجم ، یک تفکر یا یک ایده و روش متولد می شود؟ وآیا ما افراد را همانطور که هستند می بینیم؟
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 10:10  توسط   | 

خواندنی

ماشین تغییرات در آموزش و پرورش شتاب گرفت

شنیده ها حاکی از آن است که به زودی ظرفیت جابجایی در ماشین تغییرات آموزش و پرورش کاشمر از مرز سواری و مینی بوس خواهد  گذشت. در پی تغییر مدیریت آموزش و پرورش و به تبع آن معاونین اداره در یکی دو ماه اخیر شاهد تغییراتی در مدیریت واحدهای اداری نیز بودیم.

گویا در پی فشار اصلاح طلبان تندرو و بر خلاف نظر صریح رئیس جمهور قرار است مدیران مدارس جابه جا شوند و تغییرات به حدی است که دیگر صندلی های اتوبوس برای نشستن کافی نیست و تعدادی باید سرپا بایستند. امیدواریم این شنیده ها شایعه باشد و در صورت صحیح بودن برای آنها که می روند آرزوی توفیق و برای آنها که می ایند آرزو داریم رفتارشان نشانی از شایستگی هایشان باشد.انشا...

انتقاد خوب است

خوشحال می شویم وقتی می بینیم همه منتقد هستند به عنوان مثال مسئولان محیط زیست از وضعیت محیط زیست انتقاد می کنند، مسئولان امور شهری از ویلا سازی انتقاد می کنند، مسئولین مخابرات از سرعت اینترنت انتقاد می کنند، مسئولین آموزش و پرورش از نبود کلاس به اندازه کافی گله دارند. به حمدالله بازار نقد و انتقاد گرم است.

زمانی کیومرث صابری خدا بیامرز در گل آقا نوشت مسئولین ما فکر می کنند همین که انتقاد کنند کافی است و نباید کاری انجام شود. به نظر می رسد تاریخ  در حال تکرار است.

دنیای سیاست

به تازگی از دختر یکی از دوستام پرسیدم که وقتی بزرگ شدی می‫خوای چیکاره بشی؟

نگاهم کرد وگفت که می‫خواد رئیس جمهور بشه. دوباره پرسیدم که اگه رئیس جمهوربشی اولین کاری که دوست داری انجام بدی چیه؟ جواب داد:به مردم گرسنه و بی‫خانمان کمک می‫کنه. بهش گفتم: نمی‫تونی منتظر بمونی که وقتی رئیس جمهور شدی این کار رو انجام بدی، می‫تونی از فردا بیای خونه‫ی من و چمن ها رو بزنی، درخت ها رو وجین کنی و پارکینگ رو جارو کنی. اونوقت من به تو50 دلارمی‫دم و تو رو می‫برم جاهایی که بچه‫های فقیر هستن و تو می‫تونی این پول رو بدی بهشون تا برای غذا وخونه‫ی جدید خرج کنن. مستقیم توی چشمام نگاه کرد و گفت:چرا همون بچه‫های فقیر رو نمی‫بری خونه‫ت تا این کارها رو انجام بدن و همون پول رو به خودشون بدی؟ نگاهی بهش کردم و گفتم به دنیای سیاست خوش اومدی!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 9:15  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر