X
تبلیغات
دوهفته نامه سرو کاشمر

دوهفته نامه سرو کاشمر

ورزش (درج شده در شماره 137)

فوتبال کاشمر ومصیبت های وارده

فوتبال امروز به عنوان محبوب ترین ورزش جهان زبانزد است . کاری به سران سیاسی جهان که دیدار های خود را برای دیدن یک مسابقه به تعویق می اندازند ، یا تغییر ساعت پارلمان فلان کشور برای دیدن یک بازی ملی نداریم . بلکه می خواهیم ببینیم فوتبال در یک شهرستان چه حداقل هایی را می تواند داشته باشد ، و چه حداقل حسناتی را به یک شهر تقدیم می کند. از ورزش قهرمانی در شهرمان ناخواسته ولی بالاجبار اگر بگذریم ، که آن خود احتیاج به یک برنامه ریزی و سازماندهی دقیق کشوری دارد ، نمی توانیم از روح پویایی و شادابی که فوتبال به جامعه جوان شهرستان تزریق می کند ، به سادگی بگذریم . نقش سرگرمی و جلوگیری از ناهنجاری سنین مختلف و حس رقابت و موفقیت که ماهیت ورزش و فوتبال است را نمی توانیم نادیده بگیریم . در شهری که تا دلتان بخواهد جوان با استعداد علاقه مند به فوتبال داریم .
حال باید بدانیم جایگاه فوتبال شهرستان کاشمر کجاست و چه بر سر آن آمده است ؟ ....
در زمانی که فوتبال کاشمر حداقل های خود را داشت و هنوز در استادیوم های ورزشی کاشمر مسابقات زیادی انجام می شد و باشگاه هایی به صورت فعال در شهر کاشمر فعالیت می کردند و کم وبیش با موفقیت هایی نیز در سطح استانی روبه رو می شدند ، رویای داشتن یک تیم دسته سومی در سطح کشور در ذهن مسئولین ورزش شهرستان کلید خورد . این تیم تشکیل شد که به هیچ عنوان بومی نبود ، تیم ( بجنورد - کاشمر ) با هزینه های تربیت بدنی کاشمر و اسپانسر های کاشمری وارد عرصه ی مسابقات دسته سوم کشور شد .در حالی که گویی در کاشمر قحط المربی بود و سرمربی تیم هم از شهر بجنورد آمده بود ، و اکثر بازیکنان اصلی تیم هم بجنوردی بودند . در آن روز ها تربیت بدنی کاشمر درست نقش پرنده ای را ایفا کرد که تخم های پرنده کوکو را در لانه ی خود قبول می کند و بزرگ می کند.هر چند این تیم به موفقیت هایی نیز دست یافت اما کل طول عمر این لانه یک سال بود ، و این تیم پس از یک سال از هم پاشیده شد . از همان روزها بود که دیگر ما نه فوتبالی دیدیم و نه قهرمانی از یک تیم فوتبال کاشمری ، مسابقات با حضور چندین تیم از روستاهای شهرستان کاشمر به همراه تیم های دست و پا شکسته ی شهر کاشمر برگزار می شود و قهرمانان مسابقات نیز تیم های روستایی هستند ، مثلا عارف آباد قهرمان دو ساله و بلامنازع لیگ برتر فوتبال کاشمر است . این به نوبه ی خود عالی است که تیم های روستا پتانسیل مقابله و برتری بر تیم های شهر را دارند ، اما به شرطی که تیم شهری وجود داشته باشد و از آن حمایت شود.
درگیری های داخلی و عدم حمایت از تیم های شهر کاشمر چه از جانب اداره ورزش و جوانان و چه از جانب اسپانسرها تیم های شهر کاشمر را به انحطاط کشانده است .آیا این ضعف از کجاست که شهر کاشمر یک تیم فوتبال قوی ندارد؟
فوتبال کاشمر و مدارس فوتبال ....
اکنون در کاشمر دو مدرسه فوتبال فعالیت
می کنند . که یکی از جانب هیئت فوتبال کاشمر اداره می شود و دیگری متعلق به بخش خصوصی است .که حدود صد نفر فوتبال دوست در این مدارس آموزش می بینند ، که سهم مدرسه فوتبال وابسته به هیئت فوتبال بسیار بیشتر از بخش خصوصی است . حال سوال اینجاست آیا صرفا مدارس فوتبال جوابگوی آینده فوتبال شهرستان می باشد ؟ آیا اصلا به چنین مسائلی پرداخته می شود ؟
فوتبال کاشمر و رده پایه ....
برگزاری مسابقات رده پایه سبب شکوفایی و رشد بازیکنان در سیر مسابقات و تجربه اندوزی آنان می شود ، توجه به این رده سنی  سبب شکوفایی و بهره برداری در آینده است . این در حالی است که اکثر اوقات برگزاری مسابقات نوجوانان و جوانان در شهرستان کاشمر با معضلات مختلفی رو به رو است ، یا کلا برگزار نمی شود . یا تعداد تیم ها از چهار یا پنج تیم فراتر نمی رود .آیا توجه به رده پایه نباید در رأس امور فوتبالی قرار گیرد . آن هم در حالی که تیم بزرگسالانی نیست که بتوان آن را بهانه کرد ؟
فوتبال کاشمر و افراد تکراری ....
البته این یک معضل جهانی است ، مثلا هنوز خیلی ها نمی دانند ابتدا فیفا بوده است یا سپ بلاتر ، مشابه این موضوع در فوتبال کاشمر نیز وجود دارد . افرادی هستند که مدت هاست در هر جای فوتبال کاشمر حضور دارند . چه در هیئت ، چه در مدرسه ی فوتبال ، چه در فوتسال ، چه مربی تیم های مختلف و ....
 انگار آنان لذت های فوتبال را تنها برای خود می خواهند . حال این سوال پیش می آید آیا بهتر نیست به دیگران نیز فرصت داده شود ؟ آیا بهتر نیست ازتمامی پتانسیل ها استفاده شود؟
فوتبال کاشمر و امکانات سخت افزاری ....
کاشمر یکی از استادیوم دار ترین شهر های خراسان رضوی است که نسبت به جمعیتش تعداد استادیوم های بالایی دارد . استادیوم های انقلاب ،13آبان ،22 بهمن و آزادی جوابگوی مسابقات فوتبال کاشمر خواهند بود . به شرطی که از لحاظ کیفیت چمن مطلوب باشند ، که چنین نیست .چهار یا پنج سال پیش شایعه تغییر چمن استادیوم آزادی کاشمر و همچنین پیست تارتان آن به محافل آمده بود . اما صرفا به ساخت چند سکو برای هواداران تیم ها اکتفا شد .که هیچ وقت هواداران تیم ها حتی یک دهم سکو ها را در هیچ مسابقه ای پر نکردند .چمن های نامطلوب هم سبب مصدومیت بازیکنان ، کاهش کیفیت مسابقات و کاهش استقبال افراد از بازی کردن در این چمن ها می شود . حتی خانواده ها نیز تمایلی به فرستادن فرزندان خود به چنین اماکنی ندارند . این استادیوم ها از زمانی که ما دیگر یادمان نیست همینگونه بوده اند .و به آن ها رسیدگی نشده است. آیا زمان آن نرسیده که کاشمر 93 شاهد یک استادیوم ورزشی مطلوب تر باشد؟
فوتبال کاشمر و متصدیان دلسرد ....
گاهی این احساس پیش می آید متصدیان فوتبال کاشمر دلسرد شده اند. نافرجامی تیم حضور یافته در مسابقات دسته سوم کشور و معضلات دیگر مدیریتی از قبیل بودجه ، امکانات و ...متصدیان ورزش شهرستان را برای دوباره به صدا درآوردن ناقوس فوتبال در شهر کاشمر دلسرد کرده است . حتی بعضی تیم ها که در گذشته موفقیت های زیادی در رده پایه کسب می کردند ، امروز مثل گذشته به فوتبال نمی پردازند .مثلا تیم هلال احمر کاشمر که هرساله در رده پایه موفقیت هایی استانی کسب می کرد ، امروز حتی از داشتن زمین چمن مطلوب گذشته هم محروم است. و از آن زمین چیزی نمانده است . و روزانه بازیکنان رده های پایه ی زیادی در این تیم در یک زمین شبه خاکی با عشق به فوتبال تمرین می کنند .
فوتبال کاشمر و خانواده های کاشمری ....
خانواده های کاشمری نیز باید بدانند در دنیای مجازی کامپیوتر ها فرزندانشان مجالی برای درک چالش های اجتماع نمی یابند. در زمانه ای که به هر انسان بیشتر تنهایی القا می شود تا حضور در جمع ، ورزش و فوتبال به عنوان یک ورزش محبوب می تواند نقش بسزایی در تربیت و پرورش فرزندان شما ایفا کند.در زمانه ای که شبکه های اجتماعی در دنیای مجازی نیاز های اجتماعی یک فرد را برطرف می سازند ، بیش از پیش نقش ورزش های گروهی به عنوان یک سرگرمی والاتر  و جلوگیری از بسیاری از ناهنجاری ها احساس می شود . پس خانواده های دیارمان باید بدانند باید مشوق فرزندان خود در این امر باشند، نه یک عامل بازدارنده .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1392ساعت 10:32  توسط   | 

نقدی بر نقد نویسی اصولگرایان و اصلاح طلبان


این مطلب در شماره 135 درج شده است

 

یکی از عقل می لافد یک طامات می بافد

بیا این داوری ها را به پیش داور اندازیم

«حافظ»

این روزها بازار نقد و نقادی به خصوص نقد اصلاح طلبان بر اصولگرایان گرم است. اگر راجع به سیاست داخلی قرار است بحث شود ابتدا بحث مفصلی در نقد اصولگرایان در سیاست داخلی آورده می شود و سپس چند جمله ای کج دار و مریز در باب سیاست داخلی عنوان می شود. در بقیه قضایا هم همین نسبت وجود دارد. سیاست خارجی ، اقتصاد، بودجه، فرهنگ ، ورزش ، اشتغال، استخدام  هم از این قاعده مستثنی نیست.

کافی است پای صحبت اهل سیاست به خصوص آنان که به قدرت رسیده اند بنشینی تا به وضوح قدرت نقد آنان را مشاهده نمایی. این موضوع به رسانه ها هم تسری پیدا کرده است و قسمت عمده ای از مطالب روزنامه ها  و نشریات سیاسی و یا حتی محلی به نقد اصولگرایان مختص شده است.

واقعیت در مورد نقد آن است که از نقد گریزی نیست . انسان ماهیتاً موجود متفکری است و می‌اندیشد و این اندیشیدن مستلزم داوری است. این داوری گاهی به سود چیزی، گاهی به زیان چیزی، گاهی در دفاع از چیزی و گاهی در نقد و رد کردن چیزی است. دغدغه نقد از مدت‌ها پیش در جامعه مطرح بوده و در سخنان مقام معظم رهبری نیز به صورت مکرر به لزوم نقد منصفانه در جامعه اشاره شده است . نقد منصفانه و درست مى تواند به پویایى جامعه منجر شود و ضمن یادآوری مشکلات و نقائص سرعت تحولات مثبت را بیشتر کند.

معمولا نقد در حوزه سیاست از دو جنبه درون گروهی و برون گروهی قابل بررسی است . با نگاهی گذرا به کارنامه اصولگرایان و اصلاح طلبان نقد درون گفتمانی را در زمان قدرتمندی هر یک از این گروه ها  ساری و جاری می یابیم . کارشناسان معتقدند هر چند نقد درون گروهی در زمان اقتدار هر یک از جناح های سیاسی کشور وجود داشته اما نقد درون گروهی در زمان اصولگرایان قوی تر بوده و اصولگرایان کارنامه موفق تری در نقد درونی دارند.

عماد افروغ در این مورد می گوید:« به مراتب نقد درون گفتمانی اصولگرایان نسبت به نقد درون گفتمانی اصلاح طلبان پرملاطتر بوده است. زمانی که اصلاح طلبان حاکم بودند و قدرت را در اختیار داشتند نقد درون گفتمانی پرملاطی را از اصلاح طلبان مشاهده نمی کردیم. در آن زمان یا سکوت یا توجیه را مشاهده می کردیم.»

وی معتقد است : «طیف اصولگرایان به واسطه برخورداری از منش و روش ویژه ای که عمدتا منشا آنها از درون باورهای اسلامی و انقلابی اصیل سرچشمه می گیرد نشان دادند که حتی با روی کار آمدن یک دولت اصولگرا آن هم پس از مدت زمانی از اعتقاد راستین خویش به راه و کلام امام و منش مقام معظم رهبری برنداشته و نقد درون گفتمانی را به عنوان لازمه حرکت مطلوب برای پیشرفت کشور ضروری می دانند. »

در نقد برون گروهی نیز نکته حائز اهمیت این است که نقد برون گروهی در ایران معمولا از سر خشم است . جزئیات خطاها ، تکیه کلام ها ، ادبیات گفتاری که حتی در زمان قدرتمندی یک گروه مورد نقد قرار می گرفته دوباره درشت یا تیتر می شود. نقدی که باید با اندیشه و تفکر همراه باشد با احساس و حمله به فرد همراه می شود. شاید سرخوشی از کسب قدرت و جلب احساس و همراهی موافقان و دوستان باعث این چندبارگی می شود و نقد را که باید در گروه صاحب قدرت با عمل همراه کند به بیراهه می کشاند.

این نوع نقد فقط می تواند برای مدت کوتاهی در همبستگی گروهی موثر باشد و نوعی سرگرمی تلقی می شود که فقط فرصت ها را برای انجام عمل از بین می برد. عاقلانه این است که جناح یا گروه صاحب قدرت ضمن اندیشیدن به نقاط ضعف و خطاهای راه حل هایی برای عدم تکرار آن ها پیدا کند و از بحث ها یا نقدهای فقط احساسی اجتناب کند.

نقد اگر فقط برای تخلیه هیجانی یا روانی صورت بگیرد ضمن این که از جنبه سازنده بودن خارج می شود ، کاربرد مثبت خود را در جامعه از دست می دهد.  عدم پیروی از اصول مشخص و معین در نقد  باعث می شود که به تمسخر وهجو نزدیک شود.

یادمان باشد ما سازنده هنجارهای درست یا نادرست نسل آینده هستیم . خودمان را در برابر این امر مسئول بدانیم .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت 12:28  توسط   | 

یادی از دبیر جوان جشنواره فیلم فجر

مطلع شدیم که محمد خزاعی فدافن هنرمند نامدار دیارمان  تهیه کنندگی فیلمی در باره حضرت خدیجه(س)همسر گرانقدر نبی اکرم(ص) را در دستور کار دارد.بیش از این در سال گذشته جمال شورجه کارگردان متعهد سینمای ایران  از اتمام تحقیقات این اثر خبر داده بود.او در مصاحبه ای متذکر شد که :« پيشنهاد ساخت اين فيلم از سوي آقاي خزاعي انجام شده بود‌ كه ما نيز براي ساخت آن اعلام آمادگي كرديم، اكنون مرحله تحقيق اين پروژه به پايان رسيده است‌ و گويا با چند فيلم‌نامه‌نويس براي نگارش وارد مذاكره شده‌اند.»خزاعی در این رابطه می گوید:« تحقيقات فيلم سينمايي «حضرت خديجه (س)» همسر پيامبر (ص) و مادر حضرت فاطمه زهرا (س) پس از هشت‌ماه به پايان رسيد،نزديك به  شش‌هزار صفحه تحقيقات استخراج شده است كه در هفته‌ آينده از ميان سه چهار گزينه‌اي كه به‌عنوان نويسنده در حال ارزيابي آن‌ها هستيم، يك نفر كار نگارش فيلم‌نامه را آغاز خواهد كرد، اميدواريم تا مهرماه فيلم‌نامه‌ اين فيلم آماده شود ، تا آن زمان نيز رايزني‌هاي لازم را براي پيدا كردن سرمايه‌گذار داخلي و خارجي انجام خواهيم داد. در نهايت اميدوارم اواخر امسال يا سال بعد به فضاي توليد وارد شويم. »خزاعي ،جمال شورجه  جدي‌ترين گزينه براي كارگرداني اين فيلم دانست و توضيح داد: «مراحل قصه هنوز مشخص نيست و احتمالاً داستان از دوران نوجواني حضرت خديجه (س) و برخورد اولش با راهبه‌اي كه مژده‌ي ازدواج با پيامبر (ص) را به او مي‌دهد آغاز مي‌شود و تا وفات ايشان ادامه خواهد داشت البته سیر داستان به فيلم‌نامه و زمان محدود ما در قالب سينمايي بستگي دارد.» خزاعی این فیلم را نخستین اثر تصویری و سینمایی درباره‌ بانوی جهان اسلام ام‌المؤمنین حضرت خدیجه (س) یکی از چهار زن کامل دنیا، نخستین و بهترین همسر رسول خدا (ص) و مادر حضرت فاطمه زهرا (س) می داند که در تاریخ سینما ساخته می‌شود. 

خزاعی که به لطف فعالیت های هنری اش در سالیان اخیر به عنوان چهره ای معتدل و مقتدر در حوزه سینما و انواع جشنواره های سینمایی شناخته می شود.او را باید مردی با انواع«ترین ها» ذکر کرد.روزگاری او را جوانترین تهیه کننده سینمای ایران لقب داده بودند.راهبران هنر کشور او را یکی از خلاق ترین چهره های هنری کشور می دانند.گواه این ادعا ارائه انواع طرح های هنری در سطح ملی در حوزه برگزاری جشنواره متنوع سینمایی است.جشنواره کیش نمونه ای از خلاقیت های اوست.او تهیه کننده سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران یعنی«قلاده های طلا»ست.خزاعی جوان ترین دبیر جشنواره فیلم فجر محسوب می شود.هنرمند خوش ذوق دیارمان این روزها به عنوان مجری و کارشناس در شبکه های مختلف جام جم ظاهر می شود.در مکالمه ای با او متوجه شدم که خواهان افتتاح مجدد سینمای کاشمر است.از دید او این سوال مطرح می باشد که چرا مسئولان کاشمر فکری به حال سینمای کاشمر نمی کنند.او اعلام آمادگی کرد که حاضر است انواع فیلم های اکران اول را برای پخش در سینمای کاشمر آماده کند.حتی برای ارسال یک نسخه از فیلم «قلاده های طلا» نیز اعلام آمادگی کرد.موضوع را با چند نفر از مسئولان شهر در میان می گذارم.کسی نه نمی گوید ولی هیچکس دل و دماغ راه اندازی سینما را ندارد.خزاعی واگویه های بسیاری در باره لزوم توجه به فرهنگ و هنر در کاشمر دارد.بایسته آن است که مدیران فرهنگی شهر و یا حتی شورای فرهنگ عمومی شهرستان میزبان او باشند تا دو طرف دغدغه هایشان را مطرح کنند تا مگر جناب خزاعی با توجه به توانمندی هایش و ارتباطاتش بتواند راهگشا باشد.

بایسته آن است ارکان شهر قدر هنرمندان و چهره های مطرح شهرستان در سطح کشور را بدانند و با کمک آنان مشکلی را حل کنند و کاری برای شهرستان به فرجام برسانند.خزاعی گله مند است که چرا نمی تواند فیلمش را در زادگاهش به نمایش بگذارد.او لیاقت کاشمر در عرصه هنر را بالا می داند و هنرمندان کاشمر را بالابلندانی غیرتمند می داند که با دست خالی فاتح افق های فرارویشان بوده اند.ااو از چهره های مطرح هنر کاشمر در تهران و مشهد به نیکی یاد می کند و امیدوار است روزی مدیران فرهنگی این دیار پذیرای دیدگاه های هنرمندان مهاجر کاشمر باشند.می گوید یکی گفته که  نهادی خاص می خواهد برای او بزرگداشتی بگیرد و تندیسی بسازد و چه بسا گذری را به نام او نامگذاری کننئد، از من خواهش کرد که از آنها بخواهم به جای اینگونه رفتارها به هنر و فرهنگ کاشمر بپردازند.او با نشست های با حضور چهره های هنری کاشمر نظیر؛استاد فریدون جیرانی،دکتر مجتبی علوی،استاد احمد کاوری،علی جلالی،محمد رحیمی،احسان اسکندری،برات الله شیبانی و بسیاری دیگر برای بررسی راهکارهای برای پرورش استعدادها موافق است.امید که برج عاج نشینان کمی به خود آیند وبرای دیارشان کاری کارستان بکنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 11:47  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر