دوهفته نامه سرو کاشمر

افراد را همانطور که هستند ببینیم

ممکن است این سوال به ذهن شما هم رسیده باشد ، آیا افرادی که سمت ریاست جمهوری را در کشور ما به عهده گرفته اند ابتدا نظریه پرداز بوده اند و با توجه به نظریات شان توانسته اند این موقعیت را کسب کنند و یا به عنوان نماینده یک گروه سیاسی در ساختار نظام جمهوری اسلامی فعالیت کرده اند و در یک رقابت انتخاباتی توانسته اند رای اکثریت قاطع مردم را کسب نمایند؟سوال دیگر که ممکن است به ذهن برسد این است اگر این افراد نظریه پرداز نبوده اند و در چارچوب و ساختار مشخص نظام جمهوری اسلامی فعالیت کرده اند چگونه توانسته اند یک نوع تفکر ویژه را در جامعه ای با ساختار معین تدوین کنند که هم اکنون این عنوان به آنها تعلق گیرد؟ برای این که منظور واضح شود بهتر است به دوران تصدی ریاست جمهوری دکتر محمد خاتمی و دکتر محمود احمدی نژاد که امروز در بعضی مطبوعات به عنوان دو تفکر خاتمیسم و احمدی نژادیسم از آنها نام برده می شود اشاره گردد. علی شکوری راد فعال اصلاح طلب در گفتگو با شرق می گوید:«آقای خاتمی به طور مشخص با نام اصلاحات به صحنه وارد نشدند. شروع کار آقای خاتمی با یک سری حرف های جدید بود. این حرف های جدید تقریبا یک سال و نیم بعد از حضور ایشان در قدرت به عنوان اصلاحات نمود پیدا کرد . یک سری حرف ها و شعارها بود که تحقق آنها نیازمند یک سری اصلاحات بود که به مرور عنوان اصلاحات به آن داده شد. این عنوان اول در ادبیات بین الملل به کار برده شد و بعد وارد ادبیات سیاسی داخل کشور شد.» دو موضوع برجسته در نقل قول فوق این است که اصلاحات برخواسته از یک سری شعارهاست و دوم این که این موضوع ابتدا در سطح بین الملل و یک سال و نیم بعد از حضور مطرح شده است. امیر محبیان فعال اصولگرا هم در مورد انتخابات سال 84 می گوید:«اگر به آن زمان برگردیم ، می بینیم که در اردوگاه اصولگرایان کاندیداهایی بودند که نمی خواستند رقیب آقای هاشمی باشند. علی اکبر ولایتی، علی لاریجانی، محمد قالیباف و محسن رضایی چهار کاندیدایی بودند که تا نیمه خرداد ، حضورشان را منوط به عدم حضور هاشمی رفسنجانی در انتخابات کردند. فقط احمدی نژاد از این قاعده خود را مستثنی کرد.» وی ادامه می دهد:« در اولین نظرسنجی ها گرایش به احمدی نژاد 4 درصد بود. وی در پاسخ به افرادی که گرایش چهار درصدی مردم به وی را اعلام کردند گفت:شما الان می گویید من چهار درصد دارم اما تا هفته های پایانی ، من بیشترین در صد آرا را در نظرسنجی خواهم داشت. واقعیت این است که در عمل هم این اتفاق افتاد و ناگهان در نظر سنجی ها بالا رفتن را شروع کرد. علت این بود که ایشان با مهارت بسیار زیادی رفت به سمت ایجاد فضای دوقطبی ، او رقیبش را خودش انتخاب کرد و آن آقای هاشمی بود.» دو مطلب برجسته در بیان این فعال اصولگرا نیز ناشناخته بودن احمدی نژاد و وجود فضای دوقطبی در انتخابات آن سال است. مواردی که ذکر شد جزو موارد تحلیلی بود که البته مصادیق دیگری هم با همین مضمون وجود دارد و علاوه بر آن در حافظه بسیاری از ما فعالیت های انتخاباتی، شعارها و عملکرد در هر دو دوره 8 ساله ثبت است. اما موارد تمجیدی هم وجود دارد این که ما چگونه از این نوع تحلیل به این نوع از تمجید می رسیم سوال برانگیز است. نمونه اول تمجید دوستداران احمدی نژاد از وی است. در بخشی از متنی که در دیدار با وی قرائت شد آمده است:« تو به من راه ایمان را نشان دادی . من سال ها معتقد بودم ولی ایمانم ناقص بود. تو به من آموختی ، اساس برپایی حکومت بر انسان ها ، برقراری قسط و عدل است، تو به من اثبات کردی می توان در سیل ویرانگر امواج دشمنی ها و کینه ها ، همچون تخته سنگی سترگ، استوار و پا برجا باقی ماند و ...» به عنوان نمونه دوم بیان محمد رضا تاجیک در مورد خاتمی ذکر می گردد:« خاتمي ترجمان و تجلي يك گفتمان، يك قدرت، يك سياست متفاوت است. او يك فرد نيست، يك ايده است، يك انديشه است، يك منش است، يك روش است. ممكن است عرصه‌ سياست و قدرت امروز و فرداي ما خاتمي را برنتابد، اما نمي‌تواند خاتميسم را از متن به حاشيه بكشاند. خاتميسم جزئي لايتجزا از تاريخ اكنون و آينده‌ ما باقي خواهد ماند و...» جالب اینجاست که در همین گفتگو محمدرضا تاجیک اصلاح طلبی را در حال پوست اندازی معرفی می کند و متذکر می شود اصلاح طلبان یک واحد منسجم نیستند و از این رو نمی توان از سیاستی یگانه و مواضعی متحد برای آنا سخن گفت . وی همچنین اعتدال را در مرحله پیشاتولد و جنینی و معلول شرایط انتخابات می داند. حال باز این سوال بی پاسخ می ماند چگونه از یک جریان نامنسجم ، یک تفکر یا یک ایده و روش متولد می شود؟ وآیا ما افراد را همانطور که هستند می بینیم؟
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 10:10  توسط   | 

خواندنی

ماشین تغییرات در آموزش و پرورش شتاب گرفت

شنیده ها حاکی از آن است که به زودی ظرفیت جابجایی در ماشین تغییرات آموزش و پرورش کاشمر از مرز سواری و مینی بوس خواهد  گذشت. در پی تغییر مدیریت آموزش و پرورش و به تبع آن معاونین اداره در یکی دو ماه اخیر شاهد تغییراتی در مدیریت واحدهای اداری نیز بودیم.

گویا در پی فشار اصلاح طلبان تندرو و بر خلاف نظر صریح رئیس جمهور قرار است مدیران مدارس جابه جا شوند و تغییرات به حدی است که دیگر صندلی های اتوبوس برای نشستن کافی نیست و تعدادی باید سرپا بایستند. امیدواریم این شنیده ها شایعه باشد و در صورت صحیح بودن برای آنها که می روند آرزوی توفیق و برای آنها که می ایند آرزو داریم رفتارشان نشانی از شایستگی هایشان باشد.انشا...

انتقاد خوب است

خوشحال می شویم وقتی می بینیم همه منتقد هستند به عنوان مثال مسئولان محیط زیست از وضعیت محیط زیست انتقاد می کنند، مسئولان امور شهری از ویلا سازی انتقاد می کنند، مسئولین مخابرات از سرعت اینترنت انتقاد می کنند، مسئولین آموزش و پرورش از نبود کلاس به اندازه کافی گله دارند. به حمدالله بازار نقد و انتقاد گرم است.

زمانی کیومرث صابری خدا بیامرز در گل آقا نوشت مسئولین ما فکر می کنند همین که انتقاد کنند کافی است و نباید کاری انجام شود. به نظر می رسد تاریخ  در حال تکرار است.

دنیای سیاست

به تازگی از دختر یکی از دوستام پرسیدم که وقتی بزرگ شدی می‫خوای چیکاره بشی؟

نگاهم کرد وگفت که می‫خواد رئیس جمهور بشه. دوباره پرسیدم که اگه رئیس جمهوربشی اولین کاری که دوست داری انجام بدی چیه؟ جواب داد:به مردم گرسنه و بی‫خانمان کمک می‫کنه. بهش گفتم: نمی‫تونی منتظر بمونی که وقتی رئیس جمهور شدی این کار رو انجام بدی، می‫تونی از فردا بیای خونه‫ی من و چمن ها رو بزنی، درخت ها رو وجین کنی و پارکینگ رو جارو کنی. اونوقت من به تو50 دلارمی‫دم و تو رو می‫برم جاهایی که بچه‫های فقیر هستن و تو می‫تونی این پول رو بدی بهشون تا برای غذا وخونه‫ی جدید خرج کنن. مستقیم توی چشمام نگاه کرد و گفت:چرا همون بچه‫های فقیر رو نمی‫بری خونه‫ت تا این کارها رو انجام بدن و همون پول رو به خودشون بدی؟ نگاهی بهش کردم و گفتم به دنیای سیاست خوش اومدی!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 9:15  توسط   | 

حضور مسئولان در فیس بوک

چندی است که جمعی از مسئولان در شبکه اجتماعی فیس بوک صفحه ای را به خود اختصاص داده اند و تعدادی از رسانه ها هم مشغول تبلیغات برای این صفحات اجتماعی هستند. به عنوان مثال در روزنامه اعتماد اسامی این افراد با تعداد لایک های آنان درج شده است . قسمتی از مطالب صفحه نیز نوشته شده است. روزنامه اعتماد در مورد صفحه فیس بوک وزیر امور خارجه می نویسد: . جمعه هفته گذشته دکتر ظریف پستی در فیس‌بوک گذاشت و نظرات مختلفی از مردم را کسب کرد در میان این نظرات یکی از مردم نوشته بود که «دکتر جمعه اینقدر بیکار هستی که تو فیس‌بوکی؟» ظریف در ادامه پاسخ داد «دوستان یک روز با شما هستم ایرادی دارد؟» اما روزنامه مردم سالاری حضور مسئولان در فیس بوک را با بیان محمد رضا خباز نماینده پیشین دیارمان و معاون امور تقنیینی معاون پارلمانی رئیس جمهور به این صورت به تقریر آورده است: شبکه های اجتماعی روز به روز پر رونق تر می شوند و حتی مسئولان اجرایی کشور هم در فیس بوک برای خود صفحه ای باز می کنند. وی ادامه می دهد: مردم و مسئولان احساس می کنند صدا و سیما نیاز آن ها را برطرف نمی کند بنابر این مسئولان چاره ای ندارند که از طریق فیس بوک حرف هایشان را به گوش مردم برسانند. ذکرچند نکته در بررسی این موضوع خالی از لطف نیست: 1.چندی است که مسئولان اجرایی رده اول کشور در حالی وارد صفحه فیس بوک می شوند که شبکه فیس بوک در داخل کشور فیلتر است. دور زدن فیلترینگ آن هم توسط مسئولان رده بالای دولتی ، مردم را با ابهام روبرو کرد که اگر فیلتر کردن فیس بوک در چارچوب قانون انجام شده ، چرا برخی از وزرا این حریم را می شکنند و از راه غیر قانونی وارد این شبکه می شوند. به گزارش فارس وزیر خارجه سوئد که به تازگی به ایران سفر کرده بعد از بازگشت طی یاداشتی نوشته است. در ایران اتفاق شگفتی افتاده است. مسئولان کشور صفحه فیس بوک را غیر قانونی اعلام و فیلتر کرده اند. اما همان مسئولان خودشان با فیلتر شکن وارد فیس بوک شده اند و صفحه بازکرده اند و با مردمی که آنها هم با فیلتر شکن وارد فیس بوک می شوند ارتباط برقرار می کنند. 2.حضور در فیس بوک فردی و غیررسمی است . افراد دارای صفحه اجتماعی در فیس بوک می توانند از مسئولیت مطالبی که منتشر کرده اند شانه خالی کنند. چنانچه تا کنون هم اتفاق افتاده و هر گاه مطالبی با انتقاد مواجه شده ، تکذیب شده و بیان شده که توسط دیگران آن مطلب نوشته شده است. 3.مسئولان اجرایی کشور که قرار است حرف هایشان را از طریق فیس بوک به گوش مردم برسانند ، اگر موافق با کلیت نظام جمهوری اسلامی مطلب دارند که این مطالب از طریق دیگر رسانه ها هم قابل دریافت است . سوال این است آیا این افراد می خواهند حرف های مخالف نظام را بزنند که تریبون غیر رسمی را برای خود در نظر گرفته اند. چنانچه مستحضرید یکی از عوارض منفی فیس بوک این است که این شبکه اجتماعی می تواند اعتراضات را شکل دهی کند ولی از برنامه ریزی و عقلانی سازی سیاسی عاجز است. مسلم است که تبعات منفی چنین رفتاری به خود مسئولان بیش از دیگران صدمه خواهد زد
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 9:22  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر